پس از عبور از دروازه زمان، نگهبان به لحظهای رسید که در طومارها از آن با عنوان «سقوط بابل» یاد شده بود. شهری که خود را جاودانه میپنداشت، در یک شب سرنوشتش تغییر کرد. دیوارهای عظیم بابل، که قرنها نماد قدرت و تسلط بودند، در برابر چرخش تاریخ فرو ریختند. در میان شعلهها و ویرانهها، تاج پادشاه سقوط کرده بود و زنجیرهایی که ملتها را به اسارت کشیده بودند، رو به گسستن داشتند. از شرق، پادشاهی برخاست که نه برای نابودی، بلکه برای پایان دادن به دوران اسارت آمده بود. در طومار سوم نوشته شده است: «هر امپراتوری که خود را ابدی بداند، روزی در برابر زمان سر فرود خواهد آورد.» و بدین گونه، چرخه بازگشت آغاز شد.
After passing through the Gate of Time, the Keeper arrived at the moment known in the Scrolls as The Fall of Babylon. A city that believed itself eternal saw its destiny changed in a single night. The mighty walls of Babylon, symbols of dominance for centuries, crumbled before the turning of history. Amid fire and ruins, a fallen crown lay buried beneath the stones, while the chains that bound nations began to break. From the East arose a king whose purpose was not destruction, but the end of captivity. The Third Scroll records: "Every empire that believes itself eternal shall one day bow before time." Thus, the Cycle of Return began.